تاریخچه تكنولوژی آموزشی
  در دایرة‌المعارف تعلیم و تربیت، ضمیمه منتشره سال 1989، تكنولوژی آموزشی یك رشته از دانش بشری معرفی می‌شود كه دارای سه جنبه است:
 
جنبه اول
  این جنبه، بر رسانه‌های جدید و استفاده از آن در امر آموزش و یادگیری تاكید دارد. از این نظر، تكنولوژی آموزشی، دانش فنی استفاده از تمام وسایل، ابزار و رسانه‌هایی است كه امر آموزش و یادگیری را تسهیل می‌كند و می‌توان آن را جنبه سخت‌افزاری نامید.[1]
  استفاده از وسایل سمعی و بصری در آموزش به سال‌های 1900 بازمی‌گردد. دست‌اندركاران آموزش در این سال‌ها به اهمیت استفاده از وسایل سمعی و بصری پی بردند و در ابتدا فقط از وسایل بصری استفاده می‌كردند. اولین وسایل بصری به‌كار برده شده در مدارس آمریكا، اسلایدهایی پیرامون موضوعات مختلف بود و به دنبال آن در حدود سال 1910 اولین فهرست فیلم‌های آموزشی برای استفاده منظم در مدارس منتشر شد. از سال‌های 1920 به بعد، كتاب‌هایی در زمینه آموزش بصری نوشته شد و منظور اصلی در این كتاب‌ها این بود كه هر قدر نمایش موضوعات به صورت ملموس‌تر انجام شود، میزان یادگیری بیشتر خواهد شد كه البته این نظریه بعدا مورد شك و تردید واقع شده و قسمت‌هایی از آن نیز رد شد.
  با شروع جنگ جهانی دوم، كانون فعالیت‌ها در زمینه وسایل سمعی و بصری از محافل تعلیم و تربیت به ارتش آمریكا منتقل شد و بسیاری از وسایل مانند "پروژكتور" و "اورهد" برای اولین بار ساخته شد. توجه به وسایل سمعی و بصری بعد از جنگ بیشتر شد. به همین دلیل تحقیقات متعددی در این زمینه انجام شد كه تاكید اصلی در این تحقیقات بر یافتن ویژگی‌های هر وسیله و چگونگی تاثیر و نقش این ویژگی‌ها در یادگیری دانش‌آموزان بود.[2]
 
جنبه دوم
  این جنبه، فراگردها و یا روش‌های طراحی نرم‌افزار یا مواد آموزشی است كه به یادگیری منجر می‌شود مانند آموزش برنامه‌ریزی‌شده كه در آن از اصولی چون تعیین هدف‌ها، انتخاب روش‌ها، تهیه منابع، آزمایش، ارزشیابی و اجرا بحث می‌شود. از این دیدگاه، تکنولوژی آموزشی دانش فنی استفاده از تمامی وسایل، ابزار و رسانه‌هایی است كه امر آموزش و یادگیری را تسهیل می‌كند و می‌توان آن را نیز جنبه سخت‌افزاری نامید.[3]
 
جنبه سوم
  این جنبه، بر ویژگی حل مساله تاكید دارد. از این نظر، تكنولوژی آموزشی مجموعه روش‌ها و استراتژی‌هایی است كه با یك دید سیستمی و همه‌جانبه، به تجزیه و تحلیل برنامه‌های آموزشی پرداخته و پس از یافتن مشكلات و علل آنها برای رفع موانع و حل معضلات راه حل، ارائه دهد.
  قابل ذكر است جنبه سوم، جنبه اول و دوم را نیز دربردارد. زیرا به‌كارگیری به‌موقع روش‌ها و وسایل در مجموع و با هماهنگی می‌تواند، حل مشكلات آموزشی را به دنبال داشته باشد.[4]
 
 
سه رخداد مهم
  در بین سال‌های 1950 تا 1960 جریان‌های جدیدی در زمینه علوم انسانی به‌خصوص علوم تربیتی به وقوع پیوست كه در واقع این دهه و دهه بعد را به‌صورت نقطه عطفی در تاریخ تكنولوژی آموزشی درآورد.
 
رخداد اول
  این رخداد با توجه به الگوها و نظریه‌های ارتباط از سوی دست‌اندركاران وسایل سمعی و بصری در اوایل سال‌های 1950 به وقوع پیوست. این الگوها و نظریه‌ها به فراگرد ارتباط، شامل فرستنده، گیرنده و كانال وسیله انتقال پیام تاكید داشتند. صاحبنظران علوم ارتباطات در الگوهای خود تاكید می‌كردند در یك فراگرد ارتباط باید به تمام عوامل موجود توجه داشت و وسایل ارتباط در واقع در اولویت دوم قرار می‌گرفت.[5]
 
رخداد دوم
  پیدایش نگرش سیستمی و كاربرد آن در زمینه تعلیم و تربیت و به‌خصوص در زمینه برنامه‌ریزی آموزشی بود. اعمال نگرش سیستمی در حیطه برنامه‌ریزی آموزشی و تعیین كردن هدف‌های كلی و غایی یك سیستم آموزشی و سپس تجزیه و تحلیل این هدف‌ها و تعیین بهترین راه وصول به هدف و اجرای برنامه و ارزشیابی مدام و مستمر به منظور كشف نواقص، دومین رخداد مهم بود.[6]
 
رخداد سوم
  زمانی كه كاربرد جدید این علم كه ناشی از به‌كارگیری این علم در محیط‌های آموزشی بود، تعیین شد، برای بهبود وضعیت تولید و ارائه خدمات در مراكز آموزشی وابسته به مراكز صنعتی، تولیدی و خدماتی، بررسی‌ها و مطالعاتی شروع شد. در بعضی از موارد تشخیص این بود كه باید در زمینه‌های خاص، دوره آموزشی بلندمدت و كوتاه‌مدت برای كاركنان برگزار شود و بعد از ارزشیابی از نوع كلاس‌ها و آموزش‌ آنها، درباره كلاس‌ها تجدیدنظر شود. همچنین در برخی مراكز صنعتی، خدماتی و تولیدی پس از خرید وسایل جدید و نصب آنها نیاز به آموزش كاركنان داشتند. این آموزش‌ها را افرادی ارائه می‌دادند كه به آنها تكنولوژیست آموزشی می‌گفتند.[7]
 
 
تاریخچه استفاده از ابزار و وسایل آموزشی در ایران
  گرچه ممكن است كشورهای مختلف الزاما از این مراحل گذر نكرده باشند ولی بیشتر كشورها با این مراحل روبرو بوده‌اند. در كشور ما از سال 1306 به بعد، بعضی از مدارس اقدام به ایجاد آزمایشگاه‌های فیزیك و شیمی و علوم زیستی كردند، اما نداشتن كادر متخصص، كمبود ابزار و وسایل و مواد مورد نیاز و عدم اعتقاد به كاربرد این وسایل و روش‌ها، سبب عدم موفقیت این مراكز و راكد ماندن فعالیت‌های آنان شد.
  در سال 1308 وزارت فرهنگ، اداره كل هنرهای زیبا را تاسیس كرد. این اداره علاوه بر نظارت بر كلیه فعالیت‌های هنری، مسئولیت استفاده از وسایل سمعی و بصری مدارس را نیز عهده‌دار بود. ایجاد آزمایشگاه‌های سمعی و بصری، دانش‌سرای مقدماتی و دانش‌سرای عالی نیز جزء فعالیت‌های این اداره بود.
  در سال 1341 اداره‌ای به نام اداره آموزش فعالیت‌های سمعی و بصری در وزارت فرهنگ تشكیل گردید كه بعدا با نام دفتر آموزش سمعی و بصری فعالیت‌های خود را ادامه داد. توجه به فیلم به عنوان یك رسانه آموزشی در سطح جهانی سبب گردید این اداره اقدام به تشكیل جشنواره‌های بین‌المللی فیلم‌های آموزشی كند.
  تلویزیون آموزشی در سال 1343 زیر نظر وزارت آموزش و پرورش تاسیس شد و كار خود را بعد از دو سال، با پخش برنامه‌‌های درسی در زمینه فیزیك، شیمی، جبر، علوم طبیعی، زبان و دستور فارسی شروع كرد. هدف از پخش این برنامه‌ها جبران كمبود معلم‌های متخصص و جبران كمبود آزمایشگاه‌ها بود، اما به علت عدم تطابق وقت آن با برنامه دبیران و مدارس پخش آن متوقف شد.
  در سال 1352 تهیه برنامه‌های آموزشی به سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران واگذار شد و برنامه‌های آموزشی با پخش دروس راهنمایی در سال 1353 مجددا شروع به فعالیت كرد و همزمان حدود سه هزار دستگاه تلویزیون بین مدارس شهرهای بزرگ كشور توزیع شد. ولی برنامه‌های تلویزیون به دلیل عدم برنامه‌ریزی صحیح و عدم انتشار اطلاعات درست مربوط به زمان پخش، منجر به شكست گردید.
  در سال 1353 دوره فوق‌لیسانس تكنولوژی آموزشی تاسیس شد. گرچه قبل از این سال در دروس لیسانس تربیت معلم و علوم تربیتی، دروسی با عنوان‌های مقدمات تكنولوژی آموزشی، تولید و كاربرد مواد آموزشی یا نقش وسایل ارتباط جمعی در آموزش و پرورش گنجانده شده بود، اما در دوره فوق‌لیسانس دروسی از قبیل طراحی سیستمیك آموزشی، تهیه خودآموزها، روان‌شناسی تربیتی و یادگیری، آمار و سنجش نیز دیده می‌شود.
  مرحله بعدی تكنولوژی در ایران، ایجاد دانشكده مكاتبه‌ای ابوریحان بیرونی برای آموزش كاركنان دولت و با تكیه بر آموزگاران تاسیس شد. نحوه آموزش در دانشكده مكاتبه‌ای از طریق ارسال كتب و نوار شنیداری و گاه كلاس حضوری رفع اشكال بود. مرحله بعدی در ایران ایجاد دانشگاه آزاد ایران و دانشگاه پیام نور است كه به نظر می‌رسد هدفشان همگانی كردن سطح آموزش باشد.[8]
 
 
برخی مراحل جدیدی كه تكنولوژی آموزشی در آن پیشرفت كرده عبارتند از:
 
الف. مرحله نظام‌های آموزشی
  در این مرحله، آموزش افراد با توجه به نیازهای آنها در رابطه با جامعه خاص خود آنها مطرح است. یعنی هم به فردیت شخص و نیازهای او و هم به نیازهای جامعه توجه می‌شود. دست‌اندركاران امر تعلیم و تربیت در این رابطه معتقدند یادگیری فرد باید هم نیاز خود او را مرتفع سازد و هم در رابطه با مفید بودن او برای جامعه باشد. امكانات آموزشی معمولا در محل اختیار یادگیرنده قرار می‌گیرند ولی او خود مسئول یادگیری خود است و آموزش منظم فقط به صورت آموزش رسمی مدرسه‌ای نیست بلكه در سطح جامعه انجام می‌گیرد. استفاده از ماهواره‌های مخابراتی برای تلویزیون آموزشی در كشور هند تجربه‌ای در این مرحله است. پژوهش‌های این دوره از تكامل مفهوم تكنولوژی آموزشی، خواستار پاسخگویی به سوال‌هایی از قبیل چه كسی؟ به چه نوعی از آموزش نیاز دارد؟ و این تصمیم باید از طرف چه كسی گرفته شود؟
 
ب. مرحله نظام‌های اجتماعی
  در این مرحله، مفهوم تكنولوژی بیشتر به عنوان فلسفه‌ای است حاكم بر كل آموزشی كه در یك كشور برای رسیدن به هدف‌های رشد و توسعه انجام می‌گیرد و مخصوص افراد یا سازمان‌های خاص نیست، بلكه حیطه عمل هر فرد یا سازمانی را كه برای توسعه كشورش كار می‌كند دربرمی‌گیرد. در این مرحله تكنولوژی آموزشی باید به عنوان یكی از عوامل در برنامه‌ریزی هر كشور وارد شود و کلیه نهادها و سازمان‌ها برای اجرای برنامه‌های آموزشی خود، آن را مورد توجه قرار دهند.[9]
 
 
 
 
 
 
 


[1] . فردانش، هاشم؛ مبانی نظری تكنولوژی آموزشی، تهران، سمت، 1373، چاپ دوم، ص 16.
[2] . همان، ص 18.
[3] . همان، ص 16.
[4] . همان، ص 17.
[5] . همان، ص 24.
[6] . همان، ص 25.
[7] . همان، ص 31و 32.
[8] . علی‌آبادی، خدیجه؛ مقدمات تكنولوژی آموزشی، تهران، پیام نور، 1383، چاپ نوزدهم، ص 11 و ص 12.
[9] . همان، ص 12 الی 17.