پژوهش مقايسه اثر بخشي روش تدريس فعال و سنتي بر پيشرفت تحصيلي دانشآموزان
بيان مسئله
روشهاي فعال تدريس به روشهايي اشاره دارد كه بتواند فعاليتهايي دانشآموزان را تقويت و يادگيري را به يك جريان دو سويه تبديل نمايد ( فضلي خان ، 1378 )
بنابراين معلم بايد فراگيران را با مطالب يادگرفتني درگير سازد و راه و روش دانستن را به آنها بياموزد نه اينكه صرفاً به انتقال اطلاعات و معلومات اكتفا كند .
بعضي اوقات ، معلمان مطالب زيادي را تدريس ميكنند ولي بعداً متوجه ميشوند دانشآموزان ميتوانند حتي مقدار كمي از آنچه كه را كه مطرح شده است بازگو نمايند .راستي دليل اين امر چيست ؟ چرا، گاهي بعد از ارائه توضيح مفصل در مورد موضوعي فراگيران نميتوانند حتي بخش كوچكي از آن موضوع را بازيابي كنند ؟ چرا دانشآموزان بجاي درك معنائي مطالب ، به حافظه خود فشار ميآورند ؟
در پاسخ به اين سوالات ميتوان بي توجهي معلمان به روشهاي ياددهي يادگيري يعني به كار نگرفتن روشهاي فعال در آموزش را دليل اصلي قلم داد كرد .
به همين ، دليل ، كيفيت آموزشي در بسياري از مدارس از سطح مطلوب برخوردار نيست و دانشآموز اغلب مطالب را حفظ ، و پس از پايان يافتن امتحانات آنها را فراموش ميكند . بكارگيري روشهاي فعال تدريس باعث ميشود تا يادگيري تا عمق جان دانشآموزان رسوخ كند و نه تنها يافتهها و كشفيات خود را به سادگي فراموش نكنند بلكه در طول زندگي آن را به صورت كاربردي به كار ببرند .
در اين پژوهش ميخواهيم بدانيم آيا استفاده از روشهاي فعال تدريسبر ميزان موفقيت دانشآموزان كلاس سوم در درس علوم تجربي موثر است ؟ آيا اصولاً بين روشهاي تدريس فعال در موفقيت دانشآموزان با روشهاي تدريس غير فعال تفاوت وجود دارد ؟ لذا تحقيق حاضر در پي آن است تا تفاوت روش تدريس فعال با روش تدريس غير فعال را در درس علوم تجربي سوم راهنمائي از لحاظ پيشرفت تحصيلي مقايسه نمايد و به تشريح تعداد زيادي از اين روشها بپردازد .
